صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 42
الشواهد الربوبية في المناهج السلوكية ( مقدمه فارسى وحواشي سبزوارى )
ذى القوّه است بحث عميق نموده و كلمات قوم را در اين باب نقل كرده است و از اشكالات فخر رازى و شارح مسيحى بر شيخ جواب داده است ، سپس از مبادى حركات اضطراريّه و طبيعيّه و اختياريه بحث كرده و بيان نموده است كه حركات طبيعيّه مبادى مختلف دارند كه بعضي از آنها از عالم عقل و تأثير و برخى از عالم نفس و تدبير و مرتبهء آخر آن از عالم طبع و تسخير است . صدر المتألّهين در حيوان و انسان ارادهء متفنّن اثبات نموده است و در انسان از وجود قوهيى كه أو را بعالم خير و جاويد ، دعوت مىكند صحبت كرده و به همين مناسبت براي انسان بعد از اين نشأه نشأهيى أعلى و أكمل اثبات نموده است . بكتاب الهى در اثبات نشأهيى كه رزق انسان در آن نشأهء دائمى است استدلال كرده است و تغذيه را در حيوان بما هو حيوان مادامى كه حىّ است امرى دائمى فرض بلكه اثبات نموده و از براي حيوان چون طالب بقاء است قوّهيى كه ملايم را از غيرملائم تميز بدهد اثبات كرده است . در « اشراق سابع » مدارك باطنه موجود در غيب وجود انسانى را برهاني كرده و در بيان حقيقت قواى انسان كلمات شيخ را نقل كرده است و در اينكه وحدت ذاكره اعتباري يا حقيقي است بحث كاملى نموده و فخر رازى را در اينكه به شيخ نسبت تردّد ، در امر قوا داده است تخطئه نموده است . مطلب مهمى كه مصنّف در اين اشراق بيان كرده است تجرد قوهء خيال و ساير قواى مدرك للجزئيات است . ديگر آنكه قيام صور قائم بمدارك باطنى را قيام صدوري دانسته است و حق با اوست چون نسبت صور ادراكيه به محل خود به فاعل از قابل أشبه است « فأمن